الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

281

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

مىشود . حضرت فرمود كه : « بلى ، چيزى موجود نمىباشد ، مگر با حقيقت و وجود كه وجود از آن انتزاع مىشود » . سائل عرض كرد كه : پس او را كيفيت و چگونگى خواهد بود ؟ حضرت فرمود كه : « نه ، زيرا كه كيفيت و چگونگى ، جهت صفت را احاطه است ، و ليكن چاره‌اى نيست از بيرون رفتن از جهت تعطيل و تشبيه به آن معنى كه مذكور شد ؛ زيرا كه هر كه او را نفى كند ، به آن طريقى كه مذكور شد ، او را انكار كرده و ربوبيت و پروردگارى او را دفع نموده ، و آن جناب را بيكار قرار داده ، و هر كه او را به غير او تشبيه كرده ، او را ثابت گردانيده به صفت آفريدگان كه مصنوع‌اند و سزاوار ربوبيت نيستند ، و ليكن چاره‌اى نيست از اثبات اين‌كه او را كيفيت و چگونگى است كه غير او ، مستحق و سزاوار آن نيست ، و ممكن نيست كه آن كيفيت ، از براى غير آن جناب متحقق شود و در آن ، با او مشاركت نمىشود و احاطهء به آن واقع نمىگردد و غير از او ، كسى آن را نمىداند ؛ چه آن كيفيتى است خلاف آنچه ما مىدانيم » . سائل عرض كرد كه : هر گاه چنين باشد ، پس رنج و زحمت خلق چيزها را خود مىكشد ؟ آن حضرت فرمود كه : « جلالت و بزرگوارى آن جناب بيشتر از اين است كه رنج و زحمت آفريدن چيزها را بكشد ، به واسطهء متوجه شدن و چاره و درمان آن نمودن ؛ زيرا كه اين تعب و مشقت ، صفت مخلوق است كه حصول چيزها از برايش ميسر نمىشود ، مگر به متوجه شدن و چارهء آن كردن و آن جناب برتر از همه ، و يا بلند مرتبه است از وضع خلق و متعالى است از آن ، و اراده و مشيت آن حضرت در آن است كه آنچه را كه اراده كند ، موجود مىشود و هر چه خواهد ، مىكند » . 228 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند از احمد بن محمد بن خالد ، از محمد بن عيسى ، از آن‌كه او را ذكر كرده است كه گفت : از امام محمد باقر عليه السلام سؤال شد كه : آيا جائز است كه گفته شود : خدا چيزى است ؟ فرمود : « بلى ، بيرون مىبرى او رااز دو حد : حد تعطيل و حد تشبيه » . ( و همين حديث بسند ديگر در اول همين باب گذشت ) .